چقدر زود دیر میشود
پیرمرد در حالی که
کودک را در آغوش داشت
با سرعت وارد بیمارستان شد و
به پرستار گفت:
خواهش می کنم به داد این بچه
برسید.
ماشین به بچه زده و فرار
کرد…
پرستار:این بچه نیاز به عمل
داره باید پولشو پرداخت کنید.
پیرمرد:اما من پولی ندارم
پدر و مادر این بچه رو هم نمی
شناسم.
خواهش می کنم عملش کنید
من پول و تا شب براتون
میارم…
پرستار:با دکتری که قراره بچه
رو عمل کنه صحبت کنید.
اما دکتر بدون اینکه نگاهی به
کودک بیندازه گفت :
این قانون بیمارستانه.
باید پول قبل از عمل پرداخت
بشه.
اما صبح روز بعد...
دکتر بر سر مزار دختر کوچکش
اشک می ریخت
و چه قدر زود دیر می
شود

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۵۱ ب.ظ توسط مدیر
|